|
دلم راضی نمی شه....
شکستم...
با سر خوردم زمین..
تو اصلا نفهمیدی ولی من بارها درونم بدون اینکه بفهمی شکستم اما بنا به تفکراتم بخشیدمت
بدون اینکه حس کنی گذشتم
این یه واقعیت که دیگه باورت ندارم....
حتی دوست داشتنتو....
فکر نمی کنم الان احتیاج به فرصت باشه
تو فرصت می خوای که دوباره ادامه بدیم تا من حسام یادم بیادو بفهمم که دوست دارم
اما من بهت می گم این کارت نتیجه بخش نیست
ادامه ی رابطه مثل قبل واسه من یه موقعی لذت بخش بود
اما حالا باید خیلی مفاهیم برام ثابت بشه
من ثابت بشم...جایگاهم ثابت بشه
اینکه تو از ابراز من هیچ جا هراسی نداشته باشی .
می خوام بلاگم مار÷له رو دوباره ادامه بدم
می خوام باشم بدون ترس بدون تردید بدون هراس بدون تفکر ات مزخرف قبلم
می خوام به خودم حق اشتباه بدم
اگه تونستی همه ی اینارو بهم ثابت کنی....
من نمی دونم چه جوری...
ولی همش گردن خودته.../
فرشته
|